این سؤال یکی ازپرسشهائیست که ذهن هنرجو را به خود مشغول کرده و جواب دادن به آن از اهمیت خاصی برخوردار است!
قبل از هر گفتگوئی فرض را منطقاً بر این قرار میگذاریم، مسیری که هنرجو در آن در حرکت است کما بیش صحیح بوده وعمیقاً وی خواستار یادگیری و پیشرفتش در گیتار میباشد. در صورت ناصحیح بودن مسیر، طبیعتاً با افزایش یا کاهش ساعات تمرینهای خود نتایج مطلوب حاصل نخواهد شد.

خوشبختانه نمیشود این سؤال را با یک جواب پاسخ داد، چرا که در شروع یادگیریه این یا هرهنری، شرائط هنرجویان یکسان نبوده و هر کسی با یک سن و گذشته ای متفاوت با آن روبرو و آشنا میگردد.
به عنوان مثال کودکی که گیتار را در سن هفت سالگی آغاز کرده است، هیچگونه مسئولیتی در قبال زندگی اعم از پرداخت کرایه خانه، قبض تلفن، تهیه شام و نهار وغیره و غیره را نداشته، او در زمان حال زندگی کرده، سن پائین، کنجکاوی، هوش سرشار و شرائط حاضر به او اجازه میدهد که وی حداکثر استفاده را از وقت آزاد خود بکند و همین خاطر آسوده است که تمرکزش را افزایش و قدرت فراگیری او را بالا میبرد.
حال جوانیکه گیتار را در سن سی سالگی آغاز میکند بیشتر با زندگی درگیر بوده و کسی ناز و منتش را مانند آن پسر هفت ساله نمیکشد! وقت او بمراتب کمتر بوده، التهابات و مشکلات زندگی مانع تمرکزش شده و مابین هر نتی که مینوازد فکرش به صد جا میرود و میآید.
آیا تمرکز یک کودک فقیر ولی پر احساس و عاری از امکانات اولیه زندگی چه رسد به خرید و نواختن یک گیتار با جوانی که پشتوانه های خوبی در زندگی دارد یکسان است؟ آیا شخصی که والدینش موزیسین و شخصی دیگر که خود به تنهائی با موزیک آشنا شده است در یک سن و یک شرائط بصورت یکسان پیشرفت خواهند کرد؟
با توجه به چند نمونه ای که در بالا به عنوان مثال ذکر کردم و خود شما دوستان هم میتوانید صدها مورد دیگر را در این رابطه لمس و تجربه کنید، متوجه ناعادلانه بودن شرائط زندگی ما انسانها شده، ولی با پذیرفتن این واقعیات میتوان به جای یاس و نا امیدی یا غرور بیجا بالاخره به سؤال مد نظر پاسخ داد و با خیال راحت رابطه خوب و زیبائی با گیتار برقرار کرد.
برای شروع یادگیری میبایست در مرحله اول، در هر سن و هر مقطعی که در زندگیتان هستید دست از مقایسه خود با دیگران برداشته و انرژی و تمرکز خود را صد در صد روی خود خرج و سرمایه گذاری کنید. اینکه فلانی یا بهمانی شرائطش از شما بهتر یا بدتر بوده، گیتارش را پاکو امضاء کرده یا ماکو، از شما باهوشتر یا کند هوشتر، جوان یا پیرتر،انگشتانش درازتر یا کوتاهتر،... این مقایسه های رایج بین هنرجویان این سبک نه تنها به شما هیچ کمکی نمیکند بلکه تمرکزتان را به هنگام تمرین شدیداً کاهش میدهد.
در مرحله دوم میبایست نسبت به شرائطتان که شما بهتر از هر کس از آن آگاهی دارید، از تمرکز یاد شده، بیشترین استفاده را کرده و از بیهوده نواختن گیتار حدالمقدور خودداری کنید. بر فرض مثال اگر در روز فقط یک ساعت وقت دارید، اگر با تمرکز از آن یک ساعت استفاده و کار کنید، نتیجه آن در آینده بمراتب مطلوبتر از کسیست که ده ساعت به گیتار ور میرود و با آن به قول معروف بازی بازی میکند.او فکر میکند که در کارش جدی بوده است!!! ولی...
مسلماً کسی که ده ساعت وقت در روز دارد وبا تمرکز از آن استفاده میکند به شرط آنکه به استخوانها وعضلات انگشتانش آسیبی نرساند، بسرعت پیشرفت خواهد کرد! تصور نکنید که این ده ساعت کار بصورت یک ضرب و بی وقفه هست، ده ساعت در بیست و چهار ساعت. این کار به هیچ عنوان ساده نیست و صد در صد نیاز به شناخت یک برنامه صحیص روزانه که از طرف استادتان به شما داده شده است را دارد و به علت همین سختیست که تعداد نوازندگان سطح بالا انگشت شمار و نادرند.این افراد که ده یا چهارده ساعت خود را در روز فقط و فقط به گیتار اختصاص میدهند، یقیناً بسیاری از مشکلات اولیه زندگی را نداشته و بعد از فدا کردن چهارده ساعت وقت خود در روز، برای امرار معاش خود به سر کار نمیروند! میروند؟
پشتوانه آنها در کودکی خانواده و در بزرگی کنسرتها و دیگر فعالیتهای هنریشان میباشد.
خلاصه مطلب اینکه در درجه اول گیتار را بخاطر نفس علاقه ای که به آن دارید بنوازید، و مقیاس آن برای پیشرفت ساعاتی که با آن در تماس بوده اید نبوده، بلکه مسیر درست و تمرکزی که به هنگام تمرین از وقتی که در اختیار داشته اید، هر چند ناچیر از اهمیت بالائی برخوردار است!!!
اگر در سنی بالا گیتار را شروع کرده یا میکنید، سعی کنید از این هنر عمیق لذت برده و آن را به یک مشغله فکری تبدیل نکنید چرا که این جاده جادوئی انتها ندارد.
گیتار فلامنکو یک قسمتی از این دنیای زیباست، نه تمام آن!

منبع : ماهنامه ماندگار